یکشنبه 16 بهمن1384

سونوگرافي

       
 
 

تاريخچه سونوگرافي :
در سونوگرافي با تصوير سه بعدي انواع مالفورماسيونها دقيق مشخص مي‎شود به خصوص در مالفورماسيونهاي صورت .
براي ساخته شدن تصوير در زمان طولاني هنوز دستگاهها كامل نشده‎اند در واقع دستگاههاي سه بعدي تجارتي نشده‎اند و هنوز اكثر دستگاههاي سونوگرافي دو بعدي هستند و به عبارتي Digimucioner هستند كه منتها تمايز دستگاهها با توجه توانايي تفكيك است يعني دستگاه سونوگرافي كه قدرت تفكيك بالاتر باشد از لحاظ كارايي بالاتر است و برعكس .

اساس كار سونوگرافي :

دستگاه سونو شامل :
1ـ پروپ يا Sound
2ـ زاويه ( كامپيوتر و …اعداد و ارقام را داريم كه مي‎توان محاسباتي انجام داد و نماگير را در نقاط مختلف Fix كرد و اندازه گيري كرد ) .
3ـ مانيتور : تصاوير منعكس شده از امواج صوتي را مي‎توان در آن ديد .

انواع پروپ :
1ـ پروپ خطي Liner
2ـ پروپ آندوكاويند يا واژينال
3ـ پروپ Pectorial
امروزه بيشتر پروپ Pectorial_ Liner استفاده مي‎شود كه در تمام طول دوران بارداري استفاده مي‎شود . پروپ واژينال به خصوص براي تشخيص زودتر در اوايل دوران بارداري استفاده مي‎شود مثلاً :
A ـ در خونريزيهاي اوايل دوران بارداري (مثلاً كساني كه سابقه ab وEP يا ab ناقص دارند) ولي ساك حاملگي به نحوي است كه نمي‎توان از پروپ ابدومينال نگاه كرد از پروپ واژينال استفاده مي‎شود كه يك هفته جلوتر اگر ساك حاملگي وجود داشته باشد آن را ببينيم .
B ـ در ضمن پروپهاي واژينال در اواخر دوران بارداري نيز استفاده مي‎شود :
مثلاً ديدن اسكار سزارين كه در چه وضعيتي است ، آيا خوب ترميم شده است يا نه و … و بخواهيم كاملاً اسكار سزارين را از نزديك ببينيم به كار مي‎رود .
C ـ پروپ واژينال در مواقعي كه بخواهيم تشخيص زودرس مالفورماسيونها را بدهيم به كار مي‎رود به طور مثال : در آنانسفاليها
در مورد آنانسفاليها حتماً جهت تأييد آنانسفالي بايد 3ـ2 سونوگرافيست ماهر نظر بدهند تا مورد قبول باشد كه اگر اقدامات سقط درماني مد نظر باشد هرچه زودتر انجام شود .

اصول تكنيك دستگاه اولترا سونوگرافي :
بر اساس امواج ماوراي صوتي است كه شنيدني نيست چون فركانس بالا دارد پس تأكيد مي‎شود كه پروپ روي گوش جنين گذاشته نشود كه ممكن است روي گوش جنين آسيب برساند .

تعداد درخواست روتين سونوگرافي در طول دوران بارداري :
2 بار كافيست ولي اگر مادر LMP را نمي دانست يك سونو ديگر در سه ماهه اول دوران بارداري داده مي‎شود . بيشتر از اين موارد ممكن است عوارضي در نهايت روي جنين داشته باشد . اساس كار سونوگرافي بر اساس انعكاس و انكسار است و يا به عبارتي : Reflextion رفراكشن است : اگر يك سري امواج از محيطي وارد محيط ديگر شود در محل تلاقي دو سوم محيط به علت مقاومت صوتي متفاوت در اين مرز يكسري منعكس و بيشتر منكسر مي شود .
امواج منعكس بر حسب يك سري فعل و انفعالات كه انجام مي‎دهد برمي‎گردند روي اكران و تصويري كه ما روي اكران مي‎بينيم در حقيقت بر پايه انعكاس امواج است به خاطر همين ما تأكيد روي پر بودن مثانه در اوايل دوران بارداري داريم .
در ضمن ما يكسري از ژل استفاده مي‎كنيم چون يكسري حباب هوا مابين اين دو محيط بوجود مي‎آيد پس مقاومت هوا نمي‎گذارد امواج منعكس شود در نتيجه ژل زده مي‎شود تا انعكاس كامل باشد و تصاوير را ببينيم . امواج داراي فركانسهايي است . فركانسهائي كه در امواج اولترا سونوگرافي استفاده مي‎شود بين 20ـ1 مگاهرتز است در نتيجه گوش ما اين امواج را نمي‎ شنود . در سونوگرافي معمولاً 7ـ5/3 مگاهرتز استفاده مي‎شود و در داپلر تا 11 مگاهرتز استفاده مي‎شود . بخصوص در شريان مغزي داپلر نمي‎گذاريم چون فركانس بالا ممكن است مغز را آسيب برساند .

سيستمهاي به كار رفته در سونو :
1ـ سيستم : تصاوير اندامهاي جنين را مشخص مي‎كند كه براي اندازه‎گيري‎ها مثلاً باي پريتال و … به كار مي‎رود .
2ـ سيستم : مثلاً قلب جنين را فركانسش را اندازه مي‎گيريم حتي ريتم و ريت كار كرده‎اند .

Dopler :
از هفته 18 بارداري استفاده مي‎شود . موارد استفاده داپلر :
1ـ IUGR
2ـ اگر مادر ديابتي باشد .
3ـ اگر در مادر احتمال اكلامپسي يا توكسمي حاملگي باشد .

اساس داپلر:
وقتي سونو مي‎كنيم مشخصه بافت بررسي نمي‎شود بلكه آن ساختمان تشريحي يا نوع فعاليت بافت در سونو مشخص مي‎شود . امواج منعكسه از داپلر با توجه به سرعتش كه جسم دارد تغيير فركانس داده و ما متوجه مي‎شويم كه مثلاً جريان خون در شريان نافي طبيعي است يا نه .

توجه : داپلر به طور روتين داده نمي‎شود .
در داپلر رنگي : با تغيير رنگي كه متناسب با شدت جريان خون در رگ است كه اگر مثلاً نارسايي در قلب ، شنت عروق باشد را به ما نشان مي‎دهد .

موارد ايمني در داپلر :
بيشتر مواقع براي Screening از امواج Continous vave استفاده مي‎شود و فقط در مواقع لازم از امواج Cardi vave استفاده مي‎شود . براي كم كردن اثرات داپلر روي جنين بايد :
1ـ دستگاه حساسيت كافي داشته باشد .
2ـ سونوگرافيست اطلاعات كافي از دستگاه داشته باشد كه با حداقل نيروي لازم ازدستگاه استفاده كند .
3ـ زمان داپلر كافي باشد (چون طولاني شدن زمان داپلر روي DNA اختلال ايجاد مي‎كند) .
توجه : 1ـ اگر IUGR در سونو اول با دانستن دقيق LMP مشخص شد سونو دوم جهت كنترل ، 2 هفته بعد تكرار مي‎شود و اگر همان نتيجه بود در آن صورت داپلر توصيه مي‎شود .
2ـ در هفته 5/5 از LMP سونو با پروپ واژينال به ما كمك مي‎كند كه 1 هفته جلوتر ساك حاملگي ديده شود يا نشود و معمولاً سونوي واژينال در موارد غير طبيعي حاملگي مثلاً : E.P سقطهاي ناقص و … به كار مي‎رود .
3ـ تستهاي ايمونولوژي در قبل 12 هفته دقيقتر از سونوگرافي است .
4ـ با علائم كلينيكي : تهوع بيشتر از حد مادر ، رحم بزرگ مادر و … شك به مول شد در هفته پنجم در سونوي واژينال مول به صورت خوشه انگور ديده مي‎شود .

موارد استفاده از سونو در حاملگي :
A ـ مطالعه سن جنين : بررسي و تعيين سن جنين بعد 4ـ3 هفته معني ندارد . براي تعيين سن جنين با سونو بايد قبل از هفته 24 باشد و از آن به بعد ارزشي ندارد چون نسبت رحم و جنين اندازه مناسب نمي‎دهد . محاسبه آن بر اساس : اندازه‎گيري باي‎پرينال ، طول فمور FL ، ترانسورس ابدومينال ، مخچه ، كف پا ، دور بازو ، محيط دور شكم مشخص مي‎شود . تا هفته 24ـ25 حاملگي اندازه سربلوم عين اندازه واقعي سن جنين است مثلاً اگر سربلوم mm17 باشد يعني سن حاملگي 17 هفته است .

توجه : براي تعيين سن جنين حتماً بايد چند فاكتور كنار هم باشد تا ارزيابي دقيق سن جنين شود .

B ـ مطالعه بيولوژيك و مورفولوژيك :
يك سري اندازه‎ها است كه كمك مي‎كند براي :
1ـ سن جنين
2ـ آيا بچه حالت طبيعي دارد يا نه ؟
مثلاً اگر فموري را در سن 31 هفته ببينيم كه مثلاً cm3 است و كوچك مي‎باشد مي‎آئيم بررسي جدي تر مي‎كنيم مي‎آئيم اندازه قفسه سينه ، دور شكم و … را مي بينيم در نتيجه مطالعه بيولوژيك منجر به مطالعه مرفولوژيكي مي‎شود . اين بررسيها از طريق اندازه‎ها و جداول مربوطه انجام و مقايسه مي‎شود . مثلاً اگر باي‎پرينال ديامتر از سن حاملگي بزرگتر باشد مي‎توان تشخيص ماكروسفالي و … داد .
توجه : مطالعه بيومتريك منجر به مطالعه مرفولوژيكي مي‎شود .
اندازه كف پا بايد تقريباً به اندازه فمورباشد و الا منجر به تشخيص بعضي بيماريها مي‎شود .
اندازه‎گيري استخوان بيني :
در بعضي از تريزوميهاي صورت كه استخوان بيني تغيير فرم مي‎دهد مثلاً در تريزومي 21 كه اندازه استخوان بيني كوچكتر مي‎شود و در arnold shialie تغيير شكل بيني حالت قوسي دارد و اندازه‎اش فرق مي‎كند . اگر ما ناهنجاري را تشخيص دهيم مي‎آئيم اندازه‎گيري بيولوژيك مجدداً كاملتر انجام مي‎دهيم .

از نظر مرفولوژي :
بررسي قلب جنين ، فرم سر، فرم ابدومن ، مثلاً در آبدومن معده وجود دارد يا ورودي رگ نافي وجود دارد يا نه كه در اندازه‎گيري‎ها مهم است . آيا مثانه وجود دارد يا نه كه در صورت نبودن مي‎تواند آژنزيها و ناهنجاريهاي كليه و مجاري ادرار را مي‎دهد . البته وقتي مغز جنين را ديديم قلب را با 4 كاويته (دو دهليز و دو بطن) بايد ببينيم .
c ـ بررسي و ارزيابي فتال Well Being Fetal :
كه 4 فاكتور مؤثر است :
1ـ حركات تنفسي (كه فقط ديافراگم بالا و پائين مي‎آيد و الا تنفس واقعي نداريم)
2ـ حركات تونوسيته جنين (F.m فتال موومنت)
3ـ قلب جنين كه ريت آن min/160ـ120 است و در هر حركتي دو پريد يا دوبار بالا و پائين كامل داشته باشد كه در مانيتورينگ هم همينطور است .
D ـ بررسي مقدار مايع آمنيوتيك : مثلاً در آترزي مري دهان بسته و باز نمي‎شود و بلع انجام نمي‎شود .

توجه :
1ـ تمام اين بررسيها بايد در عرض 30 دقيقه باشد .
2ـ ماماها در فرانسه سونوي حاملگي و زنان را انجام مي‎دهند و اعتراف بر اين نكته زياد است كه تشخيصشان در مالفورماسيونها در حاملگي بالاست .
F.M (Fetal Movement) : هر زماني كه جنين حركت كند بايد يك علامتي ثبت شود اگر نشد جنين را تحريك مي‎كنند ببينند كه اين علامت و پريد تشديد مي‎شود يا نه . در F.M بايد 2 پريد تشديد شده در حركت معمولي بايد داشته باشيم .
E ـ وضع قرار گرفتن پلاسنتا و اندازه‎گيري آن :
براي سن حاملگي و زمان فرارسيدن زايمان به كار مي‎رود . در ضمن بررسي پلاسنتا هم مي‎توان انجام داد . چيزي كه مهم است اين كه قبل از 32 هفته كلسيفيكاسيون جفت و گريد 3 نداشته باشيم چون خطرناك است و ممكن است منجر به از بين رفتن جنين شود .
F ـ تشخيص بعضي مالفورماسيونها :
از جمله آنانسفالي ، هيدروسفالي ، آترزي مري ، آژنزي معده ، ديفورميتي صورت ، بعضي مالفورماسيونها يك حالت ژنتيكي و بيماري كروموزومي است وبا يك سري علائم كلينيكي خاص در سونوگرافي مي‎توانيم تشخيص دهيم ولي مستلزم اين است كه يك سري تشخيصهاي invasive پره ناتال انجام دهيم .
مثل : آمنيوسنتز (در هفته 14ـ13 حاملگي) ، كوردوسنتز ، كوريوسنتز ، … كه در سنين مختلف بارداري انجام مي‎شود .

استفاده از سونوگرافي در سه ماهه‎هاي مختلف بارداري :
A ـ سه ماهه اول بارداري كه شامل :
ـ هفته 4 تا 7 بارداري
ـ هفته 7 تا 12 بارداري
ـ هفته 12 تا 15 بارداري

هفته 7ـ4 :
اهميتش در تشخيص مالفورماسيونها يا تشخيص abortion است . دراين هفته‎ها يك ساك حاملگي كه داخلش ان اكوژن است و اكويي در داخلش نداريم ديده مي‎شود . يولك ساك u.s چيزي است كه فتال كورد من را تغذيه مي‎كند و u.s در هفته 12 با ، جفت ادغام مي‎شود .
در هفته 7 بارداري U.S كم‎كم بزرگتر مي‎شود و تقريباً نصف رحم را مي‎گيرد و در اينجا به خاطر اكوژنيستيه داخلش اكوژن ديده مي‎شود كه همان فتال كورد است كه تبديل به جنين آينده مي‎شود .

هفته 12ـ7 بارداري :
در اين هفته‎ها CRL اندازه‎گيري مي‎شود . يولك ساك ، CRL ، ساك آمنيوتيك ، فتال هارت ريت (FHR ) ، فتال كورد ديده مي‎شود . اگر ساك حاملگي دفرمه باشد كه احتمال abortion در مادر وجود دارد كه براي : تشخيص زودتر abortion جنين به كار مي‎رود .
30 + قطر ساك = سن حاملگي

توجه :
1ـ قبل از هفته 7 بهترين تشخيص حاملگي تستهاي ايمونولوژيك است نه سونوگرافي
2ـ اگر ساك حاملگي خالي و همراه خونريزي باشد كه ممكن است احتمال حاملگي داخل رحمي همراه حاملگي خارج رحمي باشد .

هفته 12 تا 15 حاملگي :
آنوماليها زودتر تشخيص داده مي‎شود مثل : آنانسفالي ، هيدروسفالي . در آنانسفالي CRL به سن حاملگي نمي‎خورد و كوچكتر است . در اينجا اندازه‎گيري دقيق B.P ترانسورس ابدومينال و … را داريم .
در تشخيص انواع سقطها : مانند ناكامل ، سقط خود به خودي missab ، اگر خانمي با IUD حاملگي داشته باشد در اينجا نحوه قرارگرفتن IUD مهم است كه اگر نزديك isthm باشد سريع در مي‎آوريم و اگر در ناحيه فوندال باشد تا آخر دوران بارداري در آنجا باقي مي‎ماند ولي ريت عفونت بالاتر مي‎رود .
B ـ سه ماهه دوم بارداري : از هفته 15 تا 28 بارداري است . چون مرفولوژي كامل همه اندامها را داريم بررسي كامل شامل : اندازه گيري دور مايع بچه ، بررسي پلاسنتا و …
توجه : 1ـ مطالعه بيومتريك در سه ماهه دوم بارداري از هفته 15 شروع تا هفته 28 ادامه دارد .
2ـ در اين سه ماهه دوم نيازي به پر بودن مثانه نيست چرا كه پربودن امكان دارد ديواره خلفي رحم به ديواره قدامي فشار بياورد و اشتباهاً Placenta previa گزارش كنيم در اين فاز مثانه بايد نيمه پر باشد .
اندازه‎گيري بيومتريك :
ـ بررسي B.P.D روتين انجام مي‎شود .
ـ بررسي F.O (اكسي پوتو فرونتال) فقط در اليگوسفالي اندازه‎گيري مي‎شود .

 

 

خط Falx يا خط نيمكره مغزي كه كره مغز را به دو نيمكره تقسيم مي‎كند حتماً بايد در سونو اين خط ديده شود و يك Land mark مي‎باشد . عمل جذب و دفع مايع نخاع بايد در وانتريكول سوم انجام شود كه كم ديده مي‎شود و اگر واضح ديده شد معلوم مي‎شود كه اختلال در جذب و دفع مايع نخاعي را مطرح مي‎كند و اگر در داخل آن اكوفري هم باشد و وانتريكول جانبي من بزرگ باشد نشان دهنده هيدروسفالي ، مننگوسل و عفونتهاي توكسوپلاسموز را مي‎رساند .
خيلي مهم است كه با Structure سر جنين كاملاً سونولوژيست آشنا و اطلاعات كافي و تجربه كافي داشته باشد . به طور كلي اندازه‎گيري روتين در سر B.P.D مي‎باشد ولي اگر براكي سفال و هيدروسفالي باشد در اينجا اندازه‎گيري F.O در همين كوپ هم انجام مي‎دهيم .
براي بررسي مخچه كوپ را تغيير داده كه شكل يك بادام زميني است مخچه خودش مي‎تواند يك Land mark اندازه‎گيري سن جنين باشد كه فقط تا 24 هفته براي تعيين سن جنين به كار مي‎رود . كمي پائينتر مي‎آئيم و در ناحيه گردن از نظر مننگوسل بررسي مي‎شود كه آيا وجود دارد يا نه بعد ساف تيشو گردن را اندازه‎ مي‎گيريم ( بافت نرم گردن كه در تريزومي 21 كلفت مي‎باشد ) . مرفولوژي فرم سر و شناخت Structure سر مهم است . ممكن است فرم سر خاجي مانند (در بعضي بيماريها مثل سندرم آپر ) ويا دوكي شكل و يا … باشد .
نكته :
درصد اشتباه اندازه‎گيري مخچه براي تعيين G.A كم مي‎باشد ولي كلاً در اندازه‎گيري جنين هميشه 10% اختلاف وجود دارد . چون ما تصوير يا image مي‎بينيم كه ممكن است كاذب باشد . مثلاً يك نقطه اكوژن كاذب و بي‎معنا داشته باشيم مثل موي جنين كه ممكن است تشخيص اشتباهي تومور داده شود .

 


معده حتماً بايد ديده شود نبودن آن آترزي را مطرح مي‎كند .
sex جنين :
اگر دولبيا ديده شد Female و اگر penis با حلقه اسكلروتوم ديده شد جنسيت جنين Male است . (حتماً پاهاي بچه بايد باز باشد در هنگام سونو) . اگر هنگام سونو پاهاي بچه بسته باشد و بند ناف جلو بيفتد و تشخيص اشتباهي Male داده ميشود بعضي وقتها كه بيضه ديلاته باشد هيدروسل را مي‎رساند و در تخمدانها هم ممكن است كيست تخمدان ديده شود . حتماً بايد جفت دستها و حتماً با 5 انگشت ديده شود . گاه يك يا چند انگشت به هم مي‎چسبند و در تريزومي 21 شصت فرو رفته است و دست بسته و حالت مشت را دارد . فرم اندازه فمور در تشخيص ديسپلازي مهم است و كوچكتر بودن آن نشان دهنده نانيسم است و بعد بايد اندازه كف پا هم گرفته شود . در كليه‎ها حتماً بايد كاليسها و … ديده شود و اگر كيست ديده شود مطرح كننده كليه كيستيك است و اگر كليه ديده نشد مي‎تواند مطرح كننده آژنزي كليه باشد .
در سر B.P.D : دو نقطه وسط بايد يك Structure داشته بأشد . تا لاميد ، خط هليستوري ، فيستوري سيليويه ، يك برش بيضي مانند سر اگر ديده شد در اين صورت تصوير سر درست مي‎باشد . سپس مقدار مايع آمنيوتيك و … بررسي شود كه ممكن است Vernix در داخل مايع به صورت نقطه ديده شود وحتي ممكن است خون ديده شود . وجود نقاط اكوژن قوي و كلفت مي‎تواند مطرح كننده مكونيوم باشد . سپس بررسي محل قرار گرفتن قطر و گريد جفت باشد . گريد جفت مقدار كليسفيكاسيون در جفت را مي‎رساند و كلاً 4 گريد داريم ( 3ـ2ـ1ـ0 ) . هر چه سن جفت بالاتر باشد از حالت هموژني كم شده و كلسيفيكاسيون زياد مي‎شود و حدود هفته 8ـ37 بارداري بايد گريد جفت 3 باشد .
قطر جفت : در ايزوايمو نيزيشن ، ديابتي بودن مادر IUGR و … اندازه آن فرق مي‎كند . اگر گريد جفت 3 باشد قبل از هفته 32 ارزش خيلي بالا دارد و براي بچه بسيار خطرناك است .
اگر سطح جفت يكدست و هموژن باشد گريد جفت 1ـ0 است و هرچه مقدار كلسيفيكاسيون جفت بالا باشد سطح گريد جفت هم بالا مي‎رود .
ـ از هفته 14 آمنوره به بعد مي‎توان دقيق جفت را ديد كه قبل آن بصورت تروفوبلاست است .
ـ محيط ابدومن جهت IUGR مهم است كه محيط دور شكم رشد نكرده و فقط سر رشد كرده است .
ـ در هفته 6ـ35 بارداري جهت رشد جنين سونو داده مي‎شود .
ـ مقدار A_F و بررسي مايع آمنيوتيك ـ محل قرار گرفتن پلاسنتا ، كيست تخمدان ، آترزي دوازدهه و … بقيه ناهنجاريها در سه ماهه سوم بهتر ديده مي‎شود .
مالفورماسيونهاي قابل تشخيص در سونوگرافي :
هر گونه آنومالي كه ماكروسكوپيك باشد مالفورماسيون گفته مي‎شود .
از هر 100 نوزاد 2 تا 3 نفر حاوي مالفورماسيونهاي مختلف است و دلايل آن نيز مختلف است كه ممكن است :
1ـ دليل اگزوژن : تغذيه مادر ، محيط آلوده ، عفونتها و … باشد .
2ـ دلايل آندوژن : 30% علل مالفورماسيون‎ها را در بر مي‎گيرد مثل : موتاسيون ژنتيكي ، آنوماليهاي كروموزومي اينها هم نياز به بررسي جدي‎تر دارد .
50% علل مالفورماسيونها ناشناخته است . در زمان پره ناتال اگر مالفورماسيون تشخيص داده شد بررسي دقيق اجزاء بدن بايد صورت گيرد .

مالفورماسيونها به 3 گروه تقسيم مي‎شود :
1ـ مالفورماسيونهاي ژنيتال
2ـ مالفورماسيونهاي ابدومينال
3ـ مالفورماسيونهاي توراسيك

1ـ مالفورماسيونهاي ابدومينال :
ـ هرني ديافراگماتيك شايع است كه اگر به موقع تشخيص داده شود مي‎توان جهت درمان به جراح نوزادان ارجاع داد كه قابل درمان است . معمولاً فشار هرني باعث مي‎شود كه احشاء ابدومن به داخل قفسه سينه وارد شود . بعضي وقتها ما هرني راست و هرني چپ داريم . اگر قلب را در سمت راست ديديم بايد به فكر هرني ديافراگماتيك باشيم .
ـ آترزي مري : وجود پلي‎هيدر آمينوس ، عدم وجود معده مي‎تواند مطرح كننده آترزي مري باشد . آترزي مري نيز اگر تشخيص داده شود مي‎توان آنها را سريعتر جراحي كرد .
ـ آترزي دوازدهه : كه معمولاً با پلي هيدر آمينوس و ديلاتاسيون گاستريك همراه است .
ـ ايليئوس مكونيال : با ديستانسيون روده‎ها و اسايتيس همراهش است .

2ـ مالفورماسيونهاي ژنيتال :
Aـ هيدروسل بيضه : به صورت نقاط انوكوژن ديده مي‎شود .
Bـ آمفالوسل ، گاسترويتيس يا لاپاراسيتيس :

تشخيص افتراقي :
در آمفالوسل : روده‎ها مثل هرني در بند ناف با پوشش همراه است و هميشه با آنوماليهاي كروموزومي است .

در گاسترويتيس :
روده‎ها بدون پوشش در ناحيه ناف است : در زايمان روده‎ها در گاز استريل گذاشته و سريع در اتاق عمل توسط جراح اطفال روده‎ها به داخل شكم بر مي‎گردانند .
ـ كيست تخمدان : در مادراني كه ترشح هورموني بدنشان بالاست و يا مادراني كه پروژسترون قبل از بارداري زياد استفاده كرده‎اند در آنها ديده مي‎شود كه چندان مسئله مهم نيست فقط ممكن است داخلش خون ديده شود كه امكان تورمش وجود دارد و بررسي دقيقتر در اينها بايد صورت گيرد .
“ كيستهاي انتراتوراسيك ”

3ـ مالفورماسيونهاي توراسيك :
مي‎توان كيستهاي انتراتوراسيك را نام برد كه داخل قفسه سينه كيستهاي ليكيوين يا مايع داخل قفسه سينه ديده مي‎شود كه مي‎تواند ايزوله باشد كه نياز به بررسي در اندامهاي ديگر مي‎شود .
ممكن است در ناحيه Pelvic كيست باشد يا در ناحيه مثانه كيست ديده شود به نام Trunebely syn كه عدم رشد ماهيچه ابدومن است .

در سندرم Trune Bely syn . :
هيدرو نفروز كليه ـ آسيت هم داريم . از هفته 14 آمنوره اين سندرم را مي‎توان ديد . گاه ممكن است مثانه جنين خيلي پر باشد و اگر شك كرديم به مادر مي‎گوئيم برود 2 ساعت بعد برگردد كه در اين مدت اگر مثانه جنين پر بود خالي شده باشد و در سونو دوم با سندرم ترومبلي اشتباه نشود .

كليه :
ممكن است كاليس ديلاته باشد يا پلي‎كيستيك يا آژنزي يك يا هر دو كليه (در اين صورت ديلاتاسيون مجاري ادرار را داريم ) و يا هيدرونفروز داشته باشيم .
پلي‎هيدرآمينوس و اوليگوهيدرآمينوس : تشخيص اينها در اواخر دوران بارداري است . از هفته 7ـ36 بارداري مقدار A-F كم مي‎شود كه نبايد با اوليگوهيدرآمينوس اشتباه شود چون در اوليگوهيدرآمينوس واقعي احتمال مرگ جنين مطرح است .
توجه :
1ـ اگر در معاينه اندامها به راحتي لمس شد و با حركت بچه مادر درد زياد را بيان كرد كه مي‎تواند مطرح كننده اوليگوهيدرآمينوس باشد در نتيجه سونو جهت اطمينان مي‎دهيم .
2ـ تشخيص افتراقي اوليگوهيدرآمينوس : با سوراخ بودن كيسه آب مي‎باشد . علت اوليگوهيدرآمينوس واقعي : عاملش اختلال در جذب و دفع ادرار است هر چه به پايان بارداري نزديك مي‎شويم محتوي اصلي مايع A-F كه ادرار است كم مي‎شود ولي اگر بيش از حد كاسته شود اختلال در جذب و دفع ادرار را مطرح مي‎كند و نهايت مشكلات كليوي و مجاري ادراري مي‎دهد .

در پلي هيدرآمينوس :
مقدار A-F زياد است بچه معلق مي‎باشد و بايد بررسي از دستگاه گوارش و CNS صورت گيرد . در مننگوسل ، اسپاينا بيفيدا ، هيدروسفالي مقدار A-F زياد است .
در هفته 22 حاملگي اگر مادر سونو شد و پلي هيدرآمينوس مطرح شد ارزشي ندارد چون در آن هفته پلي هيدرآمينوس كاذب داريم و جهت اطمينان 2 الي 3 هفته بعد سونو مجدداً تكرار شود .


IUGR :

IUGR سيمتريك : باي پريتال ، فمور و ابدومن رشدش كاهش مي‎يابد و به سن حاملگي نمي‎خورد و علتش بيشتر بيماريهاي كروموزومي است .
IUGR آسيمتريك : در پايان بارداري ، ابدومن كم كم رشدش كم يا متوقف مي‎شود كه علتش وضعيت تغذيه مادر مطرح است .

 

#######################################################

با آرزوي موفقيت براي شما همكاران عزيز
دفتر جمعيت مامايي ايران

 

http://www.midwiferypop-ir.org/ktext/di-sono.asp

 
 
  

نوشته شده توسط ثمینه خندان/کارشناس مامایی در 0:0 |  لینک ثابت   •